نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
از مسجد چي باقيمانده ؟

از مسجد چي باقيمانده ؟



باز ، از مسجد چی باقيمانده ؟

بسم الله الرحمن الرحیم .

سلام علیکم .

باز ، از مسجد چی باقیمانده ؟

      هر سال با فرا رسیدن ایام  دهه ی فجر (روزها یی که حکومتمان متولد شد) ، این سوال برام تکرار می شه و با خودم فکر می کنم  ، حالا که خدا کمکمون کرد و این فرصت رو به ما داد تا بتونیم یک مملکت با دین اسلام رو بر سرکار بیاریم ، آنهم نه ارزان بلکه با بهای سنگین خون هزاران شهید و از آن مهمتر با بهای عقیده های راسخ و محکم میلیونها نفر ، پس چرا همون موقع خشت اول را صاف نگذاشتیم ؟ واقعا حیف نبود ؟

     از پدر شنیدم ... شعار : «... حکومت اسلامی ...» ، که قبل از 22 بهمن در بین مردم و در تظاهرات و تجمعات شنیده می شد  ، بعد از 22 بهمن تبدیل شد به « ... جمهوری اسلامی! ... » !  چرا ؟

     با وجود غنای دین اسلام ، شکل حکومت از غرب گرفته شد .

 نه شرقی نه غربی  ، جمهوری اسلامی .

و از اون خون و عقیده ی راسخ و محکم که فقط منتظر یک اشاره بودند چطور استفاده شد؟

     مثل پیامبر اکرم (ص) در اولین روز ورود مسجدی رو بنا میکردیم  . و فرادا ، جماعت ، جمعه و حج را در جامعه جاری می ساختیم :

در هر محله خانه ها زیر مجموعه ی مسجد محل  

و مسجد های محل زیر مجموعه ی  مصلای نماز جمعه شهر

 و مصلاهای نماز جمعه شهر ها زیر مجموعه ی مصلای نماز جمعه تهران

می شد  .

اونوقت تو محل اگه یه شب کسی مسجد نمی آمد ، همسایه ها نگرانش میشدن که فلانی کجاست و چی شده که نیامده ؟ و ...  

واگر اینگونه می شد زمینه ی ظهور آقا امام زمان علیه السلام هم فراهم می شد . که به خانه کعبه تکیه خواهد داد در وقت ظهور شان .

      با تمام این حرفها یه مثل معروف هست که میگه : ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه ست.

بابا نذاریم کسی پیدا بشه ، که بگه  : از مسجد چی باقیمانده ؟

یا مهدی ادرکنی .


    لینک



پرسشی از پدر ، ولی فقیه خانه

سلام پدر .

سخنرانی برادر حسن رحیم پور ازغدی را که دیشب براتون ضبط کرده بودم ، دیدید؟

من با این اطلاعات کم روش حکومت از نظر اسلام را می دانم . اما ایشان با آن همه اطلاعاتی که دارند  این حرفها را میزنند ؟ اگر حرفهای ایشان درست باشد ، من الان باید بروم پای صندوق رای .

تا هنوز وقت هست تکلیف بنده را روشن کنید ، هرچند که روشن است . من پیرو شما هستم نه برادر ازغدی .

والسلام .


    لینک



پرسش و پاسخ

سلام علیکم

فرا رسیدن ماه رمضان ، بهار قرآن را تبریک عرض می کنم . و التماس دعا نیز دارم .

 از پدر در وبلاگ همفکری پرسیدم :

سلام آقا

اين ذهن كه ميگين يعني چه ؟

مرتبه اش كجاس ؟

ممنون .

 پدر گفت :

علیکم السلام دخترم . اول اینکه بنده عرض نکرده ام و مثلا مسافر یکی از شش میلیارد فرموده اند ، نشان به آن نشانی که خدمتشان عرض کرده ام : حالا بماند که مراد از ذهن آيا مابعد الطبيعه ي مثلا چشمي است که بقول مرحوم علامه به چيزي مي افتد ؟ درثانی مرتبه اش کجاست ؟ یعنی چه ؟ چراکه اگر مراد همان باشد که عرض شد شامل مابعد عضو یعنی حس ، جمعی حواس یادل ، حافظه ، یادآوری ، فکر و عقل ما ( یعنی روح یا جان ) و شایدم جان هم بشود . خب مرتبه اش کجاست یعنی چه ؟ حالا بماند که شامل همین اعضای حسی ما هم می شود یا نه ؟ چراکه هر عضوی از اعضاء تا جان دارد ، یعنی حس دارد ( نه اینکه جان یعنی فقط حس ها ) ، به اصطلاح ذهنی هم هست و اولین مرتبه ای از آنست ، همان که بعنوان ما برای نخستین بار به چیزی در این جهان افتاد بقول مرحوم علامه . البته این اولین مرتبه در یقوم الروح والملائکه می باشد نه تنزل الملائکه والروح ، چراکه در تنزل روح یا جان اولین مرتبه اش عقل است و عضو آخرین جانشین خدا روی زمین ، ولی در قیامش عضو اولین و عقل آخرین . کافیست ؟ یا بازهم عرض کنم ؟ در خدمتم فرزندم و متشکر .

شما چی فکر می کنید ؟

فعلا خداحافظ .


    لینک


پاسخ پدر

سلام عليکم .

پدر در وبلاگ ديگرش نوشته :

پاسخي عمومي تر نويسنده: احمدعلي يزدي پنجشنبه 4/3/1385 ساعت 7:38 عصر

سلام عليكم .


در رابطه با نوشته ي قبلي  يكي از عزيزان مطلبي مرقوم فرموده اند كه ديدم بد نيست عمومي تر به ايشان خير مقدم گفته باشم . ايشان فرموده اند :


اگر امام حسين انرژي هسته اي داشت اونجوري نمي شد! اونهمه ذلت نمي كشيد و ناموسش اسير نمي شد!


مابايد از تاريخ درس بگيريم


خب عليكم السلام .


اول بفرماييد كجاي سياهه ي بنده اين چيه انرژي آمده ؟ حتي در نقل قولي هم ؟ اميدوار كه شماهم نخواهيد كه بنده پاسخ بدهم كه كجايش نيامده ؟ 


: ( چراكه ) از ب بسم الله يا سين سلام لغايت خداحافظي اين را هم ، مي توانيد با انرژي هم گرفته باشيد ، ولي بي انرژي ، چه نهفته در خودتان و چه در آن سياهه در جهان خارج ، پس از تقيسم اين دو جهان به با انرژي و بي انرژيست و بعبارت اولي پس از تعريفي از مقسم مثل اين چيه نانو ترين تعريف حافظه كه گفته شده عبارتست از : صفر يك  .  


در ثاني  انرژي هسته اي را نداشتند ؟  يا دانشش را ؟ دانش هسته اي را عرض مي كنم و امام را .  


حالا بماند آن كه در تبريك سال نو عرض شد ، مثل : سلوني قبل ان تفقدوني ، مثلا شكافتن علوم يا دانشها را عرض مي كنم ، از : صمد .  


بگذريم ، آيا مقصود شما صلح آميز آنست ؟ يا آن كه مقصود ! شماست ؟


بگذريم ، ولي اميدوارم كه مقصود شما نه تنها امام حسين ما نباشد ، بلكه مثل ايشان علي بن الحسين ، اولاد الحسين و اصحاب الحسين هم نباشند كه نه تنها تن به ذلت نداده اند ، بلكه مردن را بهتر از رفتن زير بار ننگ و اين را هم بهتر از پذيرفتن آتش اخروي مي دانستند .


آري ، ما از تاريخ درس مي گيريم ، مثلا در تاريخ آمده كه وقتي چشم يزيد در ميان اسرا افتاد به امام علي ثاني عليه السلام ، و با تعجب پرسيد اين كيه ؟ و پاسخ شنيد و كار كشيد به اينكه امام عليه السلام شروع به معرفي نمايند ، نه تنها مثلا خانه ي كعبه ، حجر الاسود و صفا و مروه ، بلكه صاحب خانه را هم پيش چشم يزيد مي آورد ند كه ... ، همان كه در غل و زنجير بود و بقول شما اسير .


بقول ما تركها چرا راه دور بريم ؟ اين هم يادمان نمي آيد ؟ كه از اين چيه تلويزيون يا سيماي خودمان هم پخش شد كه اسير عراقيها با دست بسته و آن شرايطي كه مي بردندش مي گفت  : مرگ بر ... .


ممنون از لطف شما .


    لینک



باسلام .

در وبلاگ بنام خدا و سلام آمده :

ضمن عرض تسليت خصوصا به خانواده ی عزيزانی از دوران دفاع مقدس که در سانحه ی هوايی اخير از دست داديم ، و عرض تبريک پيشاپيش بمناسبت عيد قربان عرض شود که در وبلاگ ديدگاه ديده می شود که فرموده اند : 

من اينجا رو پيشنهاد ميکنم بخونيد . 

علاوه براين بنده پيشنهاد می کنم که اينجا راهم بخوانيد .

خداحافظ .


    لینک


شاکله ی اجتماعی ما

باسلام .

نوشته ی جديد پدر را تقديم حضور می کنم :

: شاكله ي اجتماع

سلام دخترم .

مطلب ( تحزب ايراني ) را در يادداشت روز روزنامه ي صبح كيهان سه شنبه 29 آذر 1384 ديدم .

خير چنين نيست كه گفته : ... ولايت مداران اين سرزمين ( سرزمين ما ) اول طرفداران تحزبند . فوري ترين اثر تحزب سالم ، سيه روي شدن معامله گران غش كار سياسي است . پس برافراشته باد پرچم احزاب . در ايران شيعي صاحب الزماني پرچم هيچ حزبي باد نمي خورد الا پرچم حزب الله . و ان حزب الله هم الغالبون  انشاء الله .

: ( چراكه ) از نظر ما حزب الله فرق دارد با احزاب اللهي كه گفته شده .

فرقش مثل فرق مثلا خانواده ي ما و جماعت و جمعه ي آنست در اين سرزمين با هر يك از ( ما !؟ ) در سازمان ، اداره و يا موسسه اي در اين سرزمين .

در : ( شاكله ي اجتماعي ) گفته شده  اگر خانواده ، جماعت و جمعه هم بحساب آيد مثل محاسبه ي همان جامعه مدنيست كه دولت قبلي مي گفت ونه بيشتر و كمتر .

فرقش شايد بقول برادر حسن رحيم پور ازغدي : ( پسوند ) ي باشد كه مثلا پس از جمهوري گفته مي شود ، يعني جمهوري اسلامي . 

يعني نه تنها بجاي مثلا حزب الله ، احزاب الله گفته شده ، بلكه بجاي حزب الله ، حزب اللهي هم گفته ، مثل همان اسلامي يا ديني كه مثلا دانشگاه اسلامي يا مثلا علوم ديني گفته مي شود .

در قضيه ي ( ولايت ) هم همينطور ست .

مثلا در تعبير ( ولايت فقيه ) كه فقيه پسوند ولايت نيست ، بلكه مثل ولايت مثلا دل يا قلب است بر حواس مختلف ، حتي در : لهم قلوب لا يعقلون بها ، چه رسد به  : ... يفقهون بها ، كه حرف از ( تفقه ) دلست .

والسلام ، پدر .

 


    لینک


فراموشی پدر ؟

 باسلام .

پدر در وبلاگش توضيحي داده كه برايم سئوال شده ، ازشم مي پرسم جواب نميده !؟

اول توضيحش را ببينيم ، بعد بريم سر سوال .

توضيح

 

نويسنده: شریف

جمعه، 11 آذر 1384، ساعت 14:6

سلام. روزتان بخیر. پیام آن ( دوست ) را برایتان می آورم. غرض یاد گیری است. « آقای احمد علی يزدی! ديگر زمان سخن گويی در لفافه به سر آمده واضح بفرماييد که مقصودشما از حرفی که قرار بوده زده شود ولی صرف نظر شده چيست؟؟؟ روايات دينی که من فقط اسم بردم منظور آن بخش از عهد عتيق بود که در باره ريشه زبان ها اشاره دارد ...؛در آغاز کلمه بود و کلمه خدا بود ؛... در تورات کلمه همان خدا عنوان شده و برای زبان ماهيت مجسم و شکل تجرد گونه ای عنوان شده که بايد در مبحث الهيات بحث شود نه در بحث زبانشناسی. پيروز باشيد » تا چه بفرمائید؟، در پناه حق باشید.

E-mail:  khorshidmaghreb@yahoo.com

URL:  khorshidmaghreb.persianblog.ir

 

 

عليكم السلام برادر شريف عزيز .

ممنون از پيام رساني شما و همينطور غرض از : ( يادگيري ) .

خب ، حالا بنده اول به كدام بپردازم ؟ گويا به ( دوست ) مان بهتر باشد .

مرحوم علامه جعفري گفته اند كه در نوشتن تاريخ علم يا دانش بقول خودمان ، بعضي ( صرف نظر ) از پيامبران و خصوصا خاتم انبياء نوشته اند .

حالا اين شامل اسطوره ها بقول ( دوست ) مان هم نشود ، افسانه هايشان كه با تاريخ سرو كار دارد .

هر چند اين دامن مثلا مقدمه ي پاورقي اصول فلسفه و روش رئاليسم مرحوم علامه را هم مي گيرد .

خب شما هم كه بقول برادر حسن رحيم پور ازغدي كه سر شبي سخن رانيش را تلويزيون پخش كرد ، بدون : ( پسوند ) تاريخ علم و ( بشرح ايضا ) اسطوره و افسانه را هم نمي نويسيد .

ماند اين وسط بنده كه بدون به اصطلاح كارت هم آنجا نيامده بود و حرفش هم اين بود كه خودمان و حرفمان يادمان نرود كافيست .

اين ( واضح ) براي ( دوست ) مان و اما يادگيري :

ببين برادر ، من كه يادم نمي آيد چيزي را بياد آورده باشم و رويش فكر نكرده حرفي زده باشم ، و يا در يادآوري از حافظه ( صرف نظر ) از بخشي از آنهم موفق به يادآوريش ، مگر در فراموشي كه : ربنا لا توءاخذنا ان نسينا ... .

البته بعضا خود را به فراموشي زده ام ، ولي نه در يادگيري بقول شما ، براي همين بود كه آنجا عرض شد كه گرفتن فرمايش شما و ( دوست ) مان هم نياز به : ( نياز ... نخستين ) ي دارد .

همان حرفي كه حرف شما يا ايشان است ، حتي در نقل قول ، : ( چراكه ) بي مقصود نيست .

در خاتمه اميدوارم كه بقدر كافي توضيح داده باشم ، بازهم در خدمتم .

فعلا خدانگهدار .

¤ نوشته شده در ساعت 0:5 توسط ا ع ي

اما پرسش :

در نوشته ي برادر شريف دقت كنيد : ... بايد در مبحث الهيات حث شود نه در بحث زبانشناسی . ... .

پرسشم براي اين قسمت است و پاسخ پدر را هم ميدانم ! فقط نمي دانم كه چرا معترض نشده ؟ آيا بة بقول خودش : فراموش كرده ؟


    لینک


پرسش پدر

پايگاه ؟

سلام دخترم .

مي بيني كه مسجد زياد هم مهجور نيست .

تفاوت منظر يا چشم انداز هم نه تنها امريست طبيعي ، بلكه توقع هم نداشته باش كه منظره بهتر از اين به نظر آيد .

بيش از هزار و چهار صد سال از ( شكل ) حكومت پيامبر مي گذرد و هنوز مؤسسش به خاك نسپرده نشده روشن شد كه چه ( قدر ) اين جا افتاده .

پس حالا كه جاي خود دارد  ، آنهم در حالي كه اشكال مختلف حكومت در مدارس ابتدايي هم بعنوان دانستني به ( دانش ) آموز آموخته مي شود و حتي يكي از آنها هم شكل حكومت پيامبر نيست كه بفكر آنهم افتاد .

خب زياد هم جاي تعجب ندارد كه در زمان انقلاب هم كسي اين را پيش بكشد ، در حاليكه از اظهار نظر ها پيداست كه اگر مطرح مي شد زياد هم مهجور نمي ماند .

تو بدنيا نيامده بودي ، ولي مادرت يادش مي آيد كه آنروز ها بنيانگذار جمهوري ، كه گفت : جمهوري اسلامي ، نه يك كلمه كم و نه زياد ، اگر هم علاوه بر اسلامي يا فقط همان جمهوري را هم مي گفت ، باز تقريبا همه مردم ( آري ) مي گفتند .

من يادم مي آيد كه شهيد مطهري پيش از يازده فروردين 1358 در تلويزيون گفت كه رو حرف امام حرف نمي زند ، پس ديگران كه جاي خود دارند .

البته بودند مدعياني كه رو حرف امام حرف هم مي زدند و برايشان قابل هضم نبود اين حرف آن شهيد ، ولي مقصود حرف شنوي از امامست كه اگر بجاي جمهوري ( كلمه ) ي ديگري هم مي گفت گوش داده مي شد .

خصوصا اگر حرف از مسجد هم بوده باشد .

البته منظورم مردم مسلمان ايرانست ، نه مردم مثلا مراكز علمي و داشگاهي داخل و خارج ، يا حتي حوزه هاي علمي كه گفته مي شود محل درس يا مدارس علوم ديني است و ديني را هم در مقابل غير ديني مي گويند كه مثلا در دانشگاها درس داده مي شود .

خب شكل حكومت و مثلا جمهوري در حوزه ها كه تدريس نمي شد ، اصلا تو حوزه كه اين حرفها نبود ، حرف دانشگاه هم كه ( ديني ) نبود ، پس چه ؟ جمهوري ديني .

دين مردم هم كه اسلام بود ، نه مثلا مسيحي ، يهودي ووو كه گفته مي شود ،  شد جمهوري اسلامي .

مسجد هم سر جايش نه تنها محترم ، بلكه : ( سنگر ) و به اصطلاح : پايگاه .

حالا ( سنگر ) مثلا ادارات و از اين دست هم اگر گفته شده باشد بماند ، ولي براستي ( پايگاه ) يعني چه ؟

اميدوارم كه لااقل بسيجيان به اين پرسش فكر كنند ، لااقل در اين هفته . والسلام ، پدر .    

 

 

 


    لینک



باسلام عرض تبریک روز جمعه که زیر سایه ی مسجد محل خانه هایتان گرم باشد ، این پاسخ را دیدم که پدر به اظهار نظری در وبلاگش داده :

نويسنده: احمدعلي يزدي
جمعه، 27 آبان 1384، ساعت 7:0

عليکم السلام جناب ظهوری حق گو . آری الحق مر . ولی بقول شهيد مطهری : برای علی عليه السلام که حق نه تنها تلخ نيست ، بلکه شيرين تر از عسل و زيباتر از گردنبند بر گردن عروسست . مثل مرگ که حق است . اميدوارم ( رب فلق ) یا سپيده دمی مثل امروز زیر سایه یا ( ظل ) آقاامام زمان علیه السلام یا علی این عصر و زمان عمر نوحی را که فرمودید به شما داده و زبانتان را گویاتر ازاین بگرداند انشاءالله تعالی . والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته .




    لینک


بروز رسانی پدر

باسلام وعرض تبريک به اطلاع می رسانم که پدر چنين بروز کرده :

بروز رساني

سلام عليكم .

امروز دخترم ما بروز مي شويم ، براي يك هفته  پس از هفته اي كه گذشت ، ساز و كارش هم نماز جمعه ي شهر وديارمان ايرانست ، همانطور كه در نماز عيد برنامه ي يكساله داده شد .

آري هفته ي گذشته هم دخيل است در برنامه ريزي براي سال آينده ، مثلا عزيزي فرموده اند كه : چرا بروز نمي كنم ؟  واين  هر چند در ( اصطلاح ) رايج بين وبلاگ نويسان معني دارد  ، ولي منحصر به اين معني نيست ، : ( چرا كه ) ما بعنوان مثلا ايراني وبلاگ نويسي مي كنيم  ، كه مي شود بعنوان مسلمان ايراني هم نوشت و همينطور شيعه .

در ضمن دخترم اگر در وبلاگ تو هم نسبت به اين حرفم پرسشي مطرح شد ، بي خبرم نگذار ، ( برقي ) خبر برسان  ، نه اينكه خط خبر مشكل داشت هم ، هر چند كه من هم به وبلاگت به اصطلاح سر بزنم ، والسلام و اولين جمعه هم مبارك ، پدر .


    لینک


خودشناسی
باسلام و عرض تبريك طبق معمول سابق حرف پدر را بعرض ميرسانم ، ( چراكه ) چنين بروز كرده :


الله اكبر و الحمدلله و ( نيست شناختني ) الا الله و الله اكبر .

سلام دخترم .
ضمن عرض تبريك و اميد به اينكه امروز براي من هم عيد باشد عرض شود كه پس از صبحانه كه دست مادر درد نكند كه طبق معمول سابق برايم قايم كرده بود و سه ( يك ) ش را زدم ، رفتم سراغ نماز عيد تهران پايتخت ايران يا : ( خود ) ايرانيم .
: ( چراكه ) پس از من و در خانه ، محله ووو ، ايرانيم هستم و اللهم صل علي محمد و ( ال ) محمد وعجل فرجهم و ... ، والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته ، پدر .

    لینک


منطق شيعه ؟
با سلام مجدد .
بازم براتون يه مطلب دارم ، مثل مقاله ی قبلی و اظهار نظری ، منتها اينبار هردوشو يه جا .
برادر سيد محمدرضا واحدی در وبلاگ خود مطلبی را نقل کرده و تذکری داده اند که با اجازه ی ايشان منعکسش می نمايم .
مطلب با عنوان ( عزاداری ) شروع می شود و تحت آن آمده :
با توجه به ایام فاطمیه علیها السلام و مجالس عزاداری که بعضی از انواع آن مدتی است مانند یک اپیدمی، فضای هیئت ها و تکایا را در بر می گیرد، درد دلی نوشته ام که برای دوستان نیز اینجا پست می کنم.



هو المحبوب

بدون شک عزاداري بر امامان معصوم و اندوه بر مصيبت هاي آنان و اشك ريختن به خاطر مظلوميت شان يكي از مظاهر فرهنگ شيعي است. اين که دلیل و فلسفه ی این کار چیست و چه اهدافی از انجام آن پی گیری می شود، مباحثی است که همواره مورد بحث و گفتگوی علما و اندیشمندان بوده است.



به نظر ما این موضوع از دو زاویه قابل توجه و دقت است:

1ـ از نقطه نظر عاطفي: ما شیعیان امامان خود را از پدرانمان بيشتر دوست داريم و طبيعي است كه خواه ناخواه در شادي و حزن آنان شريك هستيم و همان حالت شادي يا حزن، بر ما نيز عارض مي شود كه خودشان فرمودند: شيعيان ما از گل ما آفريده شده اند؛ در شادي ما شاد مي شوند و در اندوه ما اندوهناك.

2ـ از نقطه نظر سياسي و اجتماعي: آنچه مسلم است احياي اين عزاداري ها و بزرگداشت همه ساله ي آن عزیزان، باعث پايداري و تداوم ذكر و نامشان و ترويج مكتب اعتقادي و اخلاقي و عملي آنان است. در اين مناسبت ها و مراسم است كه شيعيان، زندگي پيشوايانشان را بيش از هر وقت دیگری مورد دقت، مطالعه و گفتگو قرار مي دهند و از آنها درس هاي لازم را مي گيرند. همين عامل موجب سفارش امام خميني(ره) بود که محرم و صفر را زنده نگه داريد؛ چون همين محرم و صفر و همين عزاداري هاست كه اسلام را زنده نگه داشته است.



عزاداری پست مدرن

اما متأسفانه چندي است كه شكل و محتواي اين يادبودها و اين عزاداري ها دچار بدعت و انحرافات خطرناكي شده است و رو به سويي مي رود كه به يقين با فرهنگ اصيل شيعي نه تنها سازگاري ندارد كه حتی منافات و تعارض هم دارد.

آری، مدتي است كه اين انحراف در كشور شيعه و ام القراي جهان اسلام به شدت رواج يافته است. استفاده از تصاوير خيالي و غير‌مستند، اشعار و مداحي هايي كه جز اهانت به ساحت مقدس معصومان (ع) چيز ديگري در بر ندارد، شيوه هاي مدرن و پست مدرن عزاداري و تعزيه گرداني، افراط و تفريط در مقدار و طول زمان عزاداري ها، استفاده ی نابجا از احساسات و عواطف جوانان و مردم به بهانه گريه كردن و گرياندن و نمایش بعضي از اين منظره هاي موهن در سيماي جمهوري اسلامي و … همه و همه جز وهن اسلام و تشيع را در پي ندارند.



عزداری اصیل و سنتی

شيعه آنقدر منطق و استدلال دارد كه نيازي به اين خرافه پرستي ها و بدعت گزاري ها نداشته باشد. اتفاقاً تبليغ بر احياي مراسم عزاداري براي ترويج و تبين همين منطق و استدلال است؛ در حالي كه امروزه همه چيز کاملاً برعكس شده و با شیوع اين نوع مراسم، آن منطق و استدلال در حال فراموش شدن است.

سنت عزاداري اصيل شيعي همواره بر اين اصل استقرار داشته است كه در مجالس يادبود و روضه خواني اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام غالب وقت شركت كنندگان به بيان احكام ديني و معارف اسلامي، آموزش اعتقادات صحيح و همچنين تشریح سيره و روش زندگاني آن بزرگواران مي گذشت و در پايان با ذكر مصائب آنان و با یادآوری مظلوميتشان اشكي ريخته مي شد و همگان أعم از واعظ و مداح و مستمع، با روحي پاك از كلاس درس خارج مي شدند. این بود که معمولاً حتی مردم عوام سرشار از اطلاعات دینی و اعتقادات محکم مذهبی بودند.

در واقع مجالس عزاداري، هم بهانه اي براي آموزش دين و تبیین زندگي و سيره ي ائمه اطهار و الگو سازي مناسب براي مردم بود،؛ و هم شيوه، روش عزاداري و حتي نوع اشعار و محتواي آن، آموزه هاي صحيح علمي و عملي عزاداران را در پي داشت.

باید باور کنیم که اگر از ثواب عزاداری گفته ایم و شنیده ایم، به یقین مربوط به عزاداری هایی است که در آن نه تنها نظام تشیع و حرمت امامان و نیز دین مبین اسلام مورد هتک قرار نگیرد که حتی مستحکم تر نیز بشود.

سابق بر اين از مداحي و روضه خواني، به عنوان حسن ختام يا به عنوان نمك مجلس ياد مي شد. یعنی عمده ی وقت مجالس عزاداری را خطابه ها، وعظ ها، بيان احاديث و احكام پر مي كرد و در پایان مجلس، روضه ای خوانده می شد و اشکی ریخته می گشت.



این ره که تو می روی ...

امّا امروز اين نمك آنقدر بر ساير اجزاي مجالس عزاداري غلبه كرده است و آش شوري را بار نهاده است كه هر که از این آش استفاده کند بی درنگ راهی بیمارستان می شود.

امروز، ما راه را عوضي مي رويم ودر واقع، مسيري كه انتخاب كرده ايم به تركستان ختم مي شود. امروز متأسفانه در بسياري از مجالس عزاداري ما نه تنها وعظ و ارشاد و بيان احکام و حقايق ديني جايي ندارد كه شيوه ی عزاداري ها هم اسباب دين گریزی خودمان و تمسخر بيگانگان را فراهم مي آورد .

از همه بدتر اينكه سيماي جمهوري اسلامي نیز بسیار به این امر دامن می زند و این گونه مراسم را بسیار به تصوير می كشد و شور و احساس عده اي جوان دلباخته و عاشق ائمه و نوع بر سر و صورت زدن غير طبيعي آنها را به نمايش می گذارد. هیچ فکر کرده ایم که این کار، چه پيامي براي دنياي خودي و غير خودي دارد؟



حاصل این عزاداری ها

واقعاً چه چيزي از اشعار و مداحي هاي پوچ و بي محتوي عايد جوانان و شركت كنندگان مي شود؟ آيا فكر كرده ايم كه اين جوانان و اين شركت كنندگان بعد از يك دهه یا حتی یک سال عزاداري، چقدر داراي تغيير رفتار و روش در زندگي شده اند؟ چقدر با شخصيت آن شخص كه بر وي گريه مي كنند و ژرفاي وجودي وي آشنا گشته اند؟

آیا این سینه زنی هایی که بیشتر به رقص پا در میادین زورخانه یا به حرکات دسته جمعی و هیجان انگیز قبایل اولیه مکزیکی و آفریقایی شباهت دارد، مورد نظر ائمه ی اطهار است؟ آیا هر کس محکم تر پا بر زمین بکوبد، شیعه تر و وفادارتر است؟

آیا سر و صورت خراش دادن و خون از سر و صورت و سینه جاری ساختن، قمه زدن و بر زنجیرها تیغ بستن و ... امامان ما را خوشحال می کند؟ آیا چهار دست و پا و در حال عو عو کردن به حرم رفتن، موجب پایداری مکتب تشیع است؟ آیا امامان ما از شیعه می خواهند که سگشان باشند؟

هرگز ... امامان ما سگ نمي خواهند؟ امامان ما براي شيعيانشان شخصيتي قائل اند كه عو عو كردن آنها را نمي پسندند. امامان ما از شیعیانشان بزرگواری و انسانیت می خواهند. آن بزرگواران، شيعياني مي خواهند كه در بحران ها همراهشان باشند تا اگر لازم شد با اخلاص تمام، وارد تنور شوند و بدون توجه به پي آمدهاي احتمالی، رو در وی ظالم و کنار مظلوم بایستند.



آیا امامان راضی هستند؟

آیا هيچ فكر كرده ايم كه عزاداري هاي امروزي ما هرگز قادر نیست شيعه ی اينچنيني تحويل دهد؟

چه کسی گفته است که یک دعای کمیل نیم ساعته، یا دعای توسل پانزده دقیقه ای باید آنقدر طولانی شود که مردم را از دعا خواندن پشیمان کند؟ ضمن اینکه مفهوم دعا با روضه خوانی که هر کدام در جای خود مهم و ارزشمند است با هم ادغام شود؟ درست است که ما دستور داریم هنگام دعا، امامان و اولیای الهی را به عنوان واسطه ی فیض و وسیله ی استجابت دعایمان، واسطه ی بین خود و خدا قرار دهیم؛ اما چه کسی دستور داده است که دعای قرآن بر سر گرفتن شب های قدر، سه ساعت طول بکشد و به هر امامی که رسیدیم ده دقیقه بر سر و سینه بزنیم؟ چرا با این کارها فلسفه ی دعا را از بین می بریم؟



آيا امامان ما راضي هستند كه تا بعد از نيمه شب صداي بلندگو و صداي گوش خراش طبل و سنج، آسايش مردم را بگيرد؟

آيا امامان ما راضي هستند كه عرصه ی گذرگاه هاي عمومي و معابر و خيابان ها جولانگاه رفت و آمد نا منظم و دلبخواه دستجات عزاداري و بر پايي تكيه ها و سد معبرهاي عجيب و غريب بشود؟

آيا ما اجازه داریم به بهانه ی عزاداري، تمامي عرض خيابان را اشغال كنيم و حتي راهي باريك براي گذر اتومبيل ها باقي نگذاريم ؟ آيا حالا که کسی با عزاداری مخالفتی ندارد، اين نهایت غرور و بی مسئولیتی ما نیست که حتی این قدر به خود زحمت ندهیم که حد اقل جلو و پشت دسته ها، افرادي را بگماريم كه اتومبيل ها را به راه هاي فرعي هدايت كنند تا ترافيك وحشتناك نيم كيلو متري درست نكنيم؟

اگر در اين ماشين هاي پشت دسته ی عزاداري گير كرده، مريض قلبي یا زن باردار رو به زايمان یا كسي كه حامل داروي اورژانسي براي بيماري رو به موت است، وجود داشته باشد... و يا حتي پدري كه در خانه اش، چشمهاي منتظر و دل های دلواپس و نگرانی هستند، آيا امامان به این نوع ابراز ارادت و عشق !! راضي هستند؟

آيا امامان ما راضي هستند كه اگر كسي به اين افراط و تفريط ها اعتراض كرد، تهمت ضد شیعی و ضد امام حسيني بخورد؟



یادمان نرفته كه مجالس سنتي عزاداري، حد اكثر تا ساعت 10 شب تمام مي شد تا هم مزاحمتي براي دیگران ایجاد نکند و هم شركت كنندگان زود تر به استراحت برسند تا نماز صبح شان قضا نشود.

يادمان نرفته است كه شعر شاعران و مداحي مداحان، نمونه هاي بارز معرفتي بود و هرگز به جنبه هاي عوامانه و تعابيري از قبيل چشمهاي قشنگ عباس، اي خوشكل مدینه، من حسين اللهي ام، قربون تو علي جون ـ فدات بشم حسین جون، همه بگید عباس خوشکله، من مست مستم علی پرستم و تعابیری غلوآمیز چون ظهورالله در مورد ظهور امام زمان و... نمی پرداخت.



راقم اين سطور چندين سال است كه در مجامع ديني و مذهبي از اين اوضاع شكوه دارد و به پیروی از اندیشمند بزرگ شهید مطهری معتقد است كه چه بسا مظلوميت امروز ائمه ی اطهار كه از ناحيه ی بچه شيعه ها روا مي شود، كمتر از مظلوميت تير و شمشير و نيزه نباشد. بیایید باور كنيم كه مظلومیت ناشی از اين عوام بازي ها و بدعت گذاري هاي ما شیعه های عموماً ‌مخلص، که باعث پنهان ماندن شخصيتت واقعي و اصيل ائمه و آموزه هاي آنان می شود، بيش از چيزي است كه بني اميه و بني عباس خبيث در اين راستا انجام داده اند.



وظیفه ی روحانیان

بيائيم قدري عاقلانه تر و صادقانه تر حركت كنيم. امروز وظيفه ی روحانيان ما سنگين تر از هميشه است. روحانيوني كه بعضي از آنان متأسفانه با ساده نگري به قضيه مي گويند: هر كس ارادت و اخلاص خود را به ساحت حسين شهيد و ديگر پيشوايان ديني ما به نوعي ارائه مي كند و ما نبايد روش ها و حتی محتواها را فيلتر يا محدود كنيم كه عده اي از اين عزاداران به جاي حضور در اين مراسم، خانه نشين شوند يا به محافل ديگر كشيده شوند.

آري، روحانيوني كه بعضاً بدان شكل و بر اساس باور مذکور و بعضي ديگر از ترس مطرود شدن و رانده شدن توسط اين موج فراگير لب فرو مي بندند و با اين خرافه پرستي ها و بدعت سازي ها مبارزه نمي كنند و مردم به ويژه نسل جوان را نسبت به خطرات آن آگاه نمي سازند، به يقين مسئوليت دارند و باید پاسخگو باشند.



وظیفه ی مداحان

وظيفه ي مداحان وذاكران اهل بيت نيز اگر نگوییم بيش از روحانيون است، مطمئناً كمتر از آنها نخواهد بود. زیرا علاقه ي طبيعي مردم به لحن و صوت و اقبال عمومی جوانان به ريتم و ضرب آهنگ و موسيقي و اشعار صرفاً احساسی و عاطفي، نبايد موجب آن شود كه مداحان و شاعران ما بدان سو گرايش پیدا کنند و هر روز سبكي جديد و طريقه اي نو ابداع نمایند. مداحان نيز بايد خود، نيروي متعادل كننده اي اين رويكرد و احیا کننده ی جريان اصيل عزاداري شيعي باشند.



و ... مردم ..

البته در این میان، وظیفه ی مردم و بخصوص جوانان عزیز نیز در گوش نکردن و بها ندادن به این بدعت ها ی آگاهانه و نا آگاهانه و گرم نکردن بازار این خرافه ها، وظیفه ای بسیار سنگین است که باید با توکل به خدا و توسل به روح امامان معصوم از عهده ی آن برآیند.



اینکه می گویم آگاهانه و ناآگاهانه به خاطر آن است که بسیاری از این حرکت های غیر صحیح ( بخوانید انحرافی ) ساخته و پرداخته ی احساسات عامیانه ی عناصر داخلی نیست و ریشه در آن سوی آب دارد.

می گویید: نه ؟ پس بخوانید:



شیعه شناسی

در امريكا کتابی به نام A plan to divis and desnoylte theology چاپ شده است كه در آن مصاحبه ی مفصلی از دكتر " مايكل برانت " معاون ارشد رئيس سابق سيا BAB WOOD WORDS و عضو مهم بخش شيعه شناسی سازمان سيا، منتشر شده است. وی در اين مصاحبه از اسرار تكان دهنده اي پرده برداشته است و در جریان اتهام كاركنان سيا به فساد مالي به طور ناخودآگاه اعتراف کرده است که در این سازمان، مبلغ نه صد ميليون دلار برای سازمان دهی مبارزه با تشیع اختصاص یافته بوده است.



گفتني است كه " دكتر مايكل برانت " مدتی طولاني در بخش مذكور فعاليت داشته و لی چندي پيش به خاطر فساد مالي و اداري از كار بركنار شده و او او نیز از باب انتقام جويي خيلي از اسرار محرمانه را بر ملا كرده است.



مصاحبه ی وی به طور بسیار خلاصه چنین است: انقلاب 1979 ایران ضربه های اساسی به سیاست ما در حاکمیت بر کشورهای اسلامی وارد ساخت. پس از ناکامی ما در چند سال اول انقلاب برای کنترل آن و رشد روز افزون بيداري اسلامي، و گسترش دامنه ی نفرت عليه غرب و ظهور اثرات جوش و ولوله ی انقلابي در شيعيان كشورهاي مختلف بالاخص لبنان، عراق، کویت، بحرین و پاکستان، مقامات بلند پايه ی «سيا» گرد هم جمع شدند. در این جلسات، نماینده ی سرويس مخفي مشهور انگليسMIX نيز شركت می نمود؛ زیرا انگليس تجربه ی وسيعی در مطالعه روی كشورها را دارد. در اين گردهمايي ها نتیجه گیری شد كه انقلاب ايران فقط نتيجه ی طبيعي سياسيت هاي شاه نبوده است؛ بلكه در باطن عوامل و حقائق ديگري نيز وجود دارد كه محكم ترين آن عوامل، یکی رهبري سياسي ايران توسط مرجعیت دینی شيعي و دیگری شهادت حسين نوه ی پيامبر اسلام در 1400 سال پيش است. حادثه ای که قرن هاست شيعه، به یاد آن با غم و اندوه بي نهايت، عزاداری می کند.

اين دو محور است كه شيعه را از سایر مسلمانان فعال تر و متحرك تر می سازد.



در همين گردهمائي تصويب شد كه براي مطالعه ی اسلام شيعي و براي برنامه ريزي و كار روی اين پروژه، يك شعبه ی جداگانه و مستقلي تأسيس شود و نخستين بودجه ی چهل ميليون دلاری براي آن اختصاص يابد.



سپس دكتر مایکل برانت مراحل این پروژه را در سه فاز چنین می شمارد:

1ـ جمع آوري اطلاعات Datacollection

2ـ اهداف كوتاه مدت SHORT TERM TARGET با تبليغات عليه شيعه و راه اندازي آشوب هاي بزرگ شيعه و سني. بدین معنی که باید آنها را با اكثريت سني، در گير كرد تا توجه شان از امريكا منحرف گردد.

3ـ اهداف دراز مدت LONG TERM TRAGET پایان کار تشیع با عمل بر اساس اهداف دراز مدت.

طبق نقشه ی فاز اول محققینی به تمام جهان شیعه اعزام شدند. به عنوان مثال دكتر ساموئیل در پاکستان بر عزاداري های كراچي تحقيق مي كرد و مدرك دكترای خود را در همین زمینه اخذ كرد. يك خانم ژاپني نژاد به نام نكومه هم در كویته بلوچستان، بر قوم هزاره و شيعه ی آن دیار تحقیق می کرد و رساله ی دكتراي خود را در همین زمینه ارائه نمود.



دکتر برانت می گوید: بعد از تحقیقات میدانی و جمع آوری اطلاعات در مورد شیعیان همه کشورها نتایج زیر به دست آمد:



مرجعیت

1ـ مراجع شيعه سرچشمه ی اصلي قدرت اين مذهب اند. اینان همیشه با تأکید بر اصول شیعه، به شدت از آن محافظت و صیانت می کنند. اینان در تاريخ طولاني تشيع، هيچ وقت با حاكم غير اسلامي بيعت نكردند و به وی دست دوستی ندادند. به علت فتواي يك مرجع وقت یعنی آيت الله شيرازي، انگليس نتوانست داخل ايران شود. در عراق، بزرگ ترین مركز علمي شيعه بود و چون صدام حسین علیرغم به کارگیری تمام توان خود و سعي و كوشش فراوان نتوانست آن را بخرد مجبور به بستن آن شد. این در حالی است كه مراكز ديگر علمي در جهان هميشه با حكام وقت همراهي كرده اند. ببینید جائی مثل قم در مركز ايران، تخت ظلم شاهنشاهي را برچيد و اکنون نیز پنجه در پنجه ی آمریکا ی ابر قدرت، زورآزمایی می کند. در لبنان نهضت آيه الله موسي صدر، ارتش هاي انگليس، فرانسه و اسراییل را مجبور به فرار كرد. امروز نیز حزب الله لبنان بزرگ ترین مزاحم اسراییل در طول تاریخ تأسیس آن دولت به شمار می رود.

ما از همه ی این مطالعات به این نتیجه رسیدیم که رو در رویی مستقیم با شیعه زیانبار و امکان پیروزی در آن بسیار کم است. بنا بر این باید به کارهای پشت پرده ای روی آورد و به جای اصل قدیمی انگلیسی ها " تفرقه بینداز و حکومت کن " اصل دیگری تحت عنوان " تفرقه بینداز و نابود کن " را پیش گرفت.

بنابراین باید افرادي كه با شيعه اختلاف اعتقادی دارند را به طور منظم و مستحكم علیه شیعه سامان دهی كرد. باید شايعه ی كافر بودن شيعه ها را گسترش داد و آنها را با تبليغات منفي از جامعه جدا نمود و عليه آنها مطالب نفرت برانگيز نوشت. باید افراد كم سواد و بي سواد را جمع كرد و آنها را تقويت نمود تا وقتي تعداد آنها ( كه ستون پنجم ما هستند ) به مقدار مناسب رسید، عليه شيعه جهاد مسلحانه آغاز شود. باید چهره ی تشیع، مسخ شود تا در نزد عوام، غير مقبول باشند و در میان عامه مورد نفرت قرار گيرند.



عاشورا و عزاداری

2- در میان شيعه مراسم عزاداري مرسوم است. آنها به ياد واقعه ی كربلا جمع مي شوند و يك نفر سخنراني و واقعه ی كربلا را بيان مي كند و مستمعين هم گوش مي كنند. بعد از آن طبقه ی جوان، سينه زني و عزاداری مي كنند. اين سخنران و اين مستمعين براي ما از اهمیت زیادی برخوردار هستند؛ زيرا از همين عزاداري و مجالس است که در میان شيعه، جوش و خروش، آزادي خواهی و جنگ با باطل به خاطر حق، به وجود مي آيد. ما به خاطر همین، ده ها ميليون دلار از بودجه ی ویژه را براي در دست گرفتن سخنرانان و مستمعين اختصاص داده ايم. اين كار چنین تحقق می پذیرد که ابتدا دنبال افرادي از شيعه كه پول پرست و دارای عقايد سست و در عین حال داراي شهرت و قدرت تأثیر و نفوذ باشند، می رویم تا به واسطه ی آنها در عزاداري ها نفوذ پيدا كنيم.



برنامه های دقیق و مخرب

ما از اين افراد، اهداف زیر را پی گیری می کنیم:

1ـ به وجود آوردن و يا سرپرستي مداحاني كه معرفت عقايد شيعه را ندارد.

2ـ شناسایی و کمک مالی به افرادي از شيعه كه بتوانند توسط نوشتارهاي خود، عقايد و مراكز علمی شيعه را هدف قرار دهند؛ بنيان هاي تشيع را منهدم كرده و آن را اختراع مراجع شيعه وانمود کنند.

3ـ اضافه و يا حفظ كردن رسوماتي در عزاداری كه با عقايد شيعه منافات داشته باشد.

4ـ عزاداري ها به گونه ای معرفی و مطرح شود كه عموم جامعه احساس کنند تشیع، گروهی جاهل و توهم پرست است كه در محرم براي انسان هاي عادي مزاحمت به وجود مي آورند. براي تشريح اين جور برنامه ها لازم است پول هاي هنگفتي خرج شود و مداحان، خوب تشويق شوند.

و اين گونه، تشیع که يك مذهب داراي قوت منطقي است تبديل به مذهبی درويشي محض می شود و از درون، پوك و تو خالي می گردد و در ذهن عوام الناس، نفرت و در خود شيعه، افتراق و پراکندگی گسترش مي يابد. آنگاه و در نهايت باید توسط نيروهاي جهادي بر آنها تير خلاص زد و نابودشان كرد.

5ـ تحقیق و جمع آوری مطالب فراوانی عليه مرجعيت و نشر و اشاعه ی آنها توسط نويسنده هاي پول پرست و بي نام. در این باره باید پول خوبی خرج شود و در میان مداحان و عوام شيعه مواد زير زميني پخش و منتشر گردد تا شیعیان دچار آشفتگی و چند دستگی شوند.



با این برنامه ها پیش بینی می شود که در مرحله ی نهايي، صداي اعتراض خود شيعه ها عليه مرجعیت بلند شود، تا آنجا که در سال 2010 ميلادي دیگر مرجعيت يا به عبارت ديگر مركزیت اقتدار شیعه ــ که تا کنون سد اصلی جلوی دولتمردان ما بوده اند ــ به وسیله ی خود شیعیان پایان می یابد.



دكتر مايكل برانت در پایان مي گويد: تا کنون به بعضی از اين برنامه ها عمل شده و بعضي دیگر در حال اعمال است و مقداری نیز جزء برنامه هایی است که باید در آينده عمل شود.

با استفاده از بیانیه ی آقای الفت حسین ساقی، مدیر مرکز اسلامی بقیه الله



اینک و با این مقدمات... آیا نباید بیش از این اندیشه کنیم ؟ آیانباید به فکر حفاظت از مقدسات و فرهنگ اصیل شیعی باشیم ؟ بیاییم به خاطر خدا و به خاطر ائمه ی اطهار علیهم السلام، با صرف نظر از همه ی گرایش ها و دیدگاه های سیاسی و اجتماعی پاسدار حریم قداست عاشورا و اقتدار و استواری مرجعیت شیعه باشیم.

خب ، این از فرمایش ایشان ، ماند اظهار نظر که عبارتست از :
سلام آقا سيد ، وبعد اين مقدمه بريم سر مطلبي كه ديشب تحت عنوان : ( عزاداري ) از شما خواندم ، كه اختصاص به مجالس جشن وسرور هم نداشت ، : ( چراكه ) شامل مثلا همين سخنراني كه از شبكه از : ( سيما ) جمهوري اسلامي هم مي شود كه اين شبها آخر شب پخش مي شود و سخنران كلي از مثلا : ( خال ) آقا امام زمان : ( شان ) سخن : ( توليد ) كرده اند .
پس دامن عرايض بنده و فرمايشات شما را در : ( ... بلاگ ) را هم مي گيرد ، مگر اينكه مثل همان باني به اصطلاح خير مثلا مولوديها و بقول شما ( عزاداري ) ها و سنخران آن مثلا مقاله اي براي مثلا به اصطلاح : ( كنفرانس ) ي داد ، يا مثل مثلا پايان نامه اي برا گرفتن چيزي كه قيمتتش فردا كمتر از رقم مثلا : ( نيم ميليون ) ي دستمزد مداحي نيست ، ( چرا كه ) اگر دست اندر كار امروز هم در ميان همين ( سخن ) گويان نباشد ، مثل مثلا : ( آينده ساز ) كه در ميانشان يافت مي شود ، چراكه مثل مثلا ( برنامه ) نويس و سازش سازي يا ( حرف ) ي دارند .
مثل چي ؟ عرض مي كنم و اميدوارم كه بقولي : ( فقط ) عرض نكرده باشم ، چي ؟ مثلا همين كه در مطلب تحت عنوان : ( عزاداري اصيل و سنتي ) فرموده ايد .
حالا ما را ياد چه مي اندازد بماند ، : ( چراكه ) به گوش شما هم خورده مثلا ( اسلام ناب ) ويا مثلا همين : ( اصولگرايي ) دست اندر كار امروز و برنامه دار ديروز .
( چراكه ) وقتي مثلا فرموده باشيد يا فرموده باشند : ( شيعه آنقدر منطق و استدلال دارد كه نيازي به اين خرافه پرستي ها و بدعت گزاري ها نداشته باشد. اتفاقاً تبليغ بر احياي مراسم عزاداري براي ترويج و تبين همين منطق و استدلال است؛ در حالي كه امروزه همه چيز کاملاً برعكس شده و با شیوع اين نوع مراسم، آن منطق و استدلال در حال فراموش شدن است. ) ، بقولي كدام : ( آدم ) منطقي زير بارش نمي رود ؟
مگر اينكه ( شيعه ) اي باشد كه ( پيرو ) منطق قديم يا جديش باشد ، مثلا براي : ( فكر ) كردني كه فرموده ايد .
بقول يكي از دست اندر كاران : ( تفسير نمونه ) ، در درسهايي از قرآن شبكه ي يك سيما ، : ( حالا ) فكرهم همان دلي كه داريم بماند .
چراكه ديگه داره ديرم ميشه و بايد رفت سر كار و خرجي خانه و خانواده .
پس فعلا خدا حافظ تا يادي ديگر انشاءالله تعالي .


    لینک


انديشه ی صهيونيسم !؟
سلام عليکم .
در اظهار نظر به نظر خواهی وب سايت شخصی برادر حميد حاجی اسماعيلی اردکانی ، صاحب مقاله ی نوشته ی قبلی ، اظهار شده :
احمدعلي يزدي 10/28/2005 6:00:42 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی: hambastegi-va-va-va.persianblog.ir

انديشه ي صهيونيسم !؟
باسلام مجدد پس از مطالعه مطلب مبسوط و از روي درد شما ، عرض شود كه در باره ي آنچه كه : ( تفكر صهيونيسم ) نام !؟ يده ايد يكي همين نامگذاريتان ، : ( چرا كه ) در محضر خداييم ، بقول آقاي خميني رحمت الله عليه هم ، ديگر اينكه منطق پيشنهادي اين به اصطلاح تفكر بقول شما هم ، چيست و موضع ما در برابر آن چيست ؟ جز همين كه بقول شما هم : ( جهاني ) شده ؟ همين منطق جديد قديم ، كه بجاي مثبت و منفي قديميش ( دورقم ) منفي ومثبت را پيش پاي ( فكر ) ما گذاشته ؟ و مگر پيشنهاد : ( صفر يك ) ش را نپذيرفته ايم ؟ همان طور كه در زمان عالم ال محمد ( ص ) قديميش را هم همينگونه پذيرفتيم و اگر هنوز هم بقول شيخ الرييس رو دستش نيامده باشد ، در مثلا حوزه هاي علوم ديني ما هم سكه اش رايج است ، ( چراكه ) منطق جديد ، كامپيوتر يا بومي شده اش رايانه در اين حوزه هم اگر همه كاره نشده باشد ، جاي خودش را باز كرده . خب ، در اين باره : ( منتظر ) ان چه بكنند ؟ يادمان باشد كه در چه عصري زندگي مي كنيم ، و بي جهت نيست كه مقام معظم رهبري اينهمه تاكيد دارند به جنش و توليد علم يا دانش . چراكه كافيست صهيونيسم ( فكر ) يا بقول خودمان انديشه داشته باشد ، كه گويا دارد ، دارد ؟ چه رسد به اينكه قانونگذارش هم باشد ، كه گويا مي باشد ، نمي باشد ؟ كه اگر باشد مثلا براي : ( انتظار ) هم به ما مي گويد كه چگونه فكر كنيم !؟ در باره ي نبوت هم ، بلكه توحيد هم !؟ پس دستتان را مي بوسد تحقيق در اينكه چگونه از ارض مقدس انديشه ريشه كن شود ، : ( چراكه ) فكرست كه پياده مي شود ، كه گويا شده و : ( جهاني ) هم شده ، نشده ؟





    لینک


انديشه ی صهيونيسم !؟
سلام عليكم .
ضمن عرض تبريك بمناسبت امروز ، عرض شود كه جمعه ي آخر ماه مبارك رمضان روز قدس ناميده شده ، مقاله اي بهمين مناسبت در وبلاگ (حضور 1 ) ديدم كه با اجازه ي آن عزيز ، آنرا تقديم حضور مي نمايم .
مقاله : ( بانام حق سلام وامروز قدس نماد مظلوميت و قداست ) شروع شده و در : ( ادامه ... ) آمده است :
قدس سرزمین قداست و مظلومیت«از بخش مقالات»
قدس, قبله نخستين و حرم دوم مسلمانان جهان, سرزمين اصلى و وطن ميليون ها آواره مسلمان فلسطينى است كه استكبار جهانى توسط صهيونيسم جنايتكار, از سال 1948آن سرزمين را از دست ساكنانش خارج ساخت و تحت سلطه نيروهاى اشغالگر قدس قرارداد.

اين توطئه از همان اولين سال هاى اجرا, با مقاومت مردم مسلمان فلسطين و اعتراض مسلمانان و انسان هاى آزاده و بيدار دل جهان مواجه شد و به شكل مبارزات پيگير وسياسى ـ نظامى, چهره خود را نشان داد. ملت بزرگوار و مسلمان ايران نيز پس از پيروزى انقلاب شكوهمنداسلامى مسأله آزاد سازى فلسطين از چنگال غاصبان قدس را سرلوحه آرمان هايش قرارداده و همه ساله روز قدس را به روز فرياد كشيده بر سر ستمكاران تاريخ تبديل كرده است.

پس از پيروزى انقلاب اسلامى, امام امت در اولين فرصت روزى را براى نجات قدس از چنگال صيهونيستهاى جنايتكار, به عنوان روز قدس تعيين نمودند و پيامى كه به همين مناسبت صادر نمودند, فرمودند:



بسم الله الرحمن الرحيم

من طى ساليان دراز, خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم كه اكنون , اين روزها به حملات وحشيانه خود به برادران و خواهران فلسطينى شدت بخشيده است و به ويژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطينى پياپى خانه و كاشانه ايشان را بمباران مى كند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولت هاى اسلامى مى خواهم كه براى كوتاه كردن دست اين غاصب وپشتيبانان آن, به هم بپيوندند; و جميع مسلمانان جهان را دعوت مى كنم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را كه ازايام قدر است و مى تواند تعيين كننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد, به عنوان " روز قدس " انتخاب و طى مراسمى همبستگى بين المللى مسلمانان را در حمايت از حقوق قانونى مردم مسلمان فلسطين اعلام نمايند. ازخداوند متعال پيروزى مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم .



والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

روح الله الموسوي الخميني



و به اين سان پيام پيامبر گونه امام راحلمان, نور اميد به دل مظلومان فلسطينى تاباند و ميليون ها انسان آواره ومبارز را براى مقابله عملى با توطئه هاى رژيم اشغالگر قدس و آمريكاى جهانخوار مصمم تر و استوارتر كرد. پيام امام خمينى ـ رضوان الله تعالى عليه ـ نقطه عطفى در تاريخ مبارزات ملت فلسطين شد و مسلمانان جهان را براى مقابله با جنايت پيشگان تاريخ, به يكپارچگى و وحدت كلمه دعوت كرد. امام خمينى (ره) با اعلام آخرين جمعه ماه مبارك رمضان به عنوان ( روز قدس) بر مبارزه پايان ناپذيرمستضعفين با جهانخواران ظالم تأكيد كردند و فرمودند: روز قدس روز جهانى است, روزى نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است. و امـروز روز اسـلام, روز قـدس‎ و فلسفه‎ انتظار است‎ . منتظران‎ واقعی‎ كسانی هستند كه‎‎ هميشه و در همه‎ حال‎ آرزو می‎ كنند حضرت‎ امام‎ زمان(ع) ظهور فرمايند و ظلم‎ را ريشه‎ كن‎ كنند. منتظران‎ از بی‎‎ عدالتی, ظلـم‎, تبـعيـض, تبری می‎ جويند و انكار بت‎ های زمـانـه‎ در هر شكل‎ و هر قيافه‎‎ ,جوهره دين‎‎ آن هاست‎ و منتظران‎ هميشه‎‎‎ به هر وسيله ای ‎ تلاش‎ می‎ كنند ظلم‎ را در هر كجای ‎ جهان‎ كه‎ باشـد نـابـود كنند تا زمينه‎ ظهور صاحب‎ عصر (عـج)‎ فـراهـم‎ شود. اما آيا می‎‎ دانيم‎ كه‎‎ امـروزه هيـچ‎ نـدائی فراتراز ندای‎ مردم‎‎ مظلوم فلسطين‎ به‎ گـوش‎ نمی‎ رسد و آيا فـريـاد ايـن‎‎ مـردم‎, ايـن كودكان‎‎‎‎, زنان, پيرمـردان, پيـرزنـان و ...فراتر و رسـاتـر از آن‎ نـيسـت‎ كـه‎ ای‎ مسلمانان‎ آيا امروزه‎‎‎ كسانی ستند كـه بـه ياری ‎ما بشتـابنـد؟ آيـا اشغـال‎ سـرزميـن‎ اجدادی‎ فلسطينيان‎‎ كه‎‎ تاريخ‎ آن به بيـش‎ از هزاران‎‎ سال‎ و به‎ كنعانيان برمی‎ گردد ظلـم‎ نيست‎‎ بی‎‎‎ عدالتی نيست و تبعيض نمی باشـد؟ پـس‎ مـنتـظران‎ واقعـی‎ كجـا هسـتنــد؟ ای مسلمانان‎‎ اگر درافتخار منتـظر بـودن بـه‎ خود می‎‎ باليد آيا می دانيد كه‎‎ مقابلـه بـا مجسمه‎ ظلم‎‎ و بت‎ بی‎‎‎ عدالتی يعنی رژيم غاصب‎, تروريست‎ و ظالم‎‎ صهيونيسم بالاترين‎ جلوه‎ انتظار است؟



آيا اگـر امـام‎ زمـان (ع) در مبارك‎ روزی ‎ ظهور فرمـاينـد بـر ايـن‎ ظلـم‎ صبر خواهند كرد؟ آيا امام‎ منتـظران‎ و منتظر امروزه‎‎ به حال‎ مظلومان‎‎ فلسطين نمـی‎ گريند؟ آری‎‎ ای برادران‎‎‎ و خواهران مسلمان درهر جای ‎ جهان‎ كه‎‎ به سر می‎ بريد بدانيـد امروز هيچ‎ فريضه ‎ای ‎ بالاتر از انتظار نيست‎ و در عرصه‎‎ انتظار نيز هيچ‎ مسئلـه ای ‎ واجـب‎ تر از اجابت‎ ندای هل‎ من‎ ناصر ينصـرنـی ‎ در صحرای ‎ فلسطين‎ نمی‎ باشد.چه‎ خوب‎‎ فرمود بنيانگذار كبيرانقلاب اسلامی‎ حضرت‎ امام‎‎ خمينی ‎)ره) كه روز قدس‎ روز اسلام است‎ و اسرائيل‎ اين‎ غده‎ سرطانی ‎ بايـد از بين‎ برود. اين‎ غده‎‎ سرطانـی, معـضلـی اسـت‎ كـه فقـط فلسطين‎ را تهديد نمـی‎ كنـد بـلكـه‎ تـفكـر صهيونيستی, انديشه‎‎ پليدی ‎ است‎ كه تلاش‎ مـی كند تا دنيا را به‎‎ جای ‎ خداپرستی, به بـت‎ پرستی ‎ سوق‎ دهد. اين‎ رژيم‎‎ پليد می‎ خواهد تمام دنيـا را تحـت‎ سلطه‎ خود قرار دهد و يهوديان‎ صهيونيسم‎ را در مقابل‎‎ خداوند, به‎ بتی ‎ تبديل كنـد تـا همه‎ اين‎ رژيم‎ را عبادت‎ كنند. اما چرا ما مسلمانان‎‎ بايد از فلسطيـنيـان حمايت‎ كنيم ؟

1- اگر ما مـنتـظر واقـعـی‎ هستيم‎‎‎ كه‎‎ می باشيم بدون‎ شـك‎ بـدانيـم كـه امروزه ‎‎بزرگترين‎‎ ظلمی ‎ كه دل‎ امام‎ زمان (ع) را می ‎‎آزارد ظلمی است‎ كه‎ در حق‎ فلسطينيـان‎ می‎ رود پس‎ برای ‎ فراهم‎ كردن‎ زمـينـه‎ ظهـور صاحب‎ عصر بايد خود نيز آماده‎‎ پيوستـن‎ بـه كاروان‎ تحكيم‎‎ صلح‎ عدالت‎ جهانی ‎ باشيم. برای ‎ اين‎ كه‎ بتوانيم‎ افتخار در ركاب‎ مصلح‎ بزرگ‎ جهان‎ را داشته‎ باشيم‎ بايد امروزنيـز خود را سربازی ‎ از سربازان‎ حضرت‎ ولـی ‎ عصـر (عج) بدانيم‎ و رسالت‎ اين‎‎ سربـازان مبـارزه‎ بـا ظلمی ‎‎ است‎ كه‎ درحـق‎ بـرادران‎ دينـی او در سرزمينهای ‎ فلسطين‎ مقدس‎ و در كنـار قبـلـه‎ اول‎ انجام‎ می ‎ شود و بـه‎ مـسجـدی اهـانـت‎ می ‎شود كه‎ پيامبر مـا حضـرت‎ محـمـد (ص‎ (از آنجا به‎‎ معراج‎ رفتنـد.

2- انـديشـه پـليـد صهيونيستی ‎ در محدوده‎‎ فلسطين‎ مظلوم‎ خـلاصـه نمی ‎ شود بلكه ‎اين‎‎ توطئه تمام‎‎ جهان اسلام را شامل‎ می ‎‎ شود. آنچه‎‎ كه امروز در فلسطين‎ می گذرد اگر سستی‎ كنيم‎ بـدون‎ شـك‎ در آيـنـده‎ تمام‎ كشورهای ‎ اسلامی ‎از جمله‎ ايران‎ عزيز را نيز به‎ فلسطينی‎ ديگر تبديل‎ خواهـد كـرد و در آن‎‎ زمـان ديگـر ديـر خـواهـد بـود كـه‎ بتوانيم‎ اين‎‎‎ غده‎ سرطانی ‎ را از درون جهـان اسلام‎‎‎ حذف‎ كنيم و امـروز كـه‎ ملـت‎ مـظلـوم فـلسـطيـن‎‎ بـه‎‎‎ طور همـه جـانبـه بـا ايـن توطئه‎‎‎ مبارزه می‎‎‎ كند بدون‎ شك‎ به راحتی
مـی توانيم‎‎ ايـن‎‎ رژيـم نـامشـروع را از بيـن ببريم‎‎ و اگر امروز بجنبيم خـدا نيـز يـار ماست‎ و ما را ياری ‎ خواهد كرد. امـا اگـر سستی ‎‎ كنيم‎ حجتی برای ‎‎ ياری خواستن‎ از خـدا نخواهيم‎ داشت‎. مردم‎ فلسطين‎ امروز فقط از خود دفـاع نمـی‎ كنند بلكه‎‎ اين‎‎ مظلومان به نمـاينـدگـی‎ از همه‎ جهان‎ اسلام‎ دفاع می‎ كنند قدس‎ و مـسجـد الاقصی ‎ و مقدسات‎ فلسطين‎‎‎ ازآن همه‎ مسلمانان است‎ و مبارزه‎ با رژيم‎ نامشروع, غـاصـب‎ واشغالگر صهيونيستی‎‎ رسالتی است‎ كه‎‎ بر همه مسلمانان‎‎ و در يك‎ كـلام‎‎ مـنتـظران امـام عصر(عج‎ (واجب‎ است‎.

3- تفكر صهيونيستی, تـوطئه‎ای‎ اسـت‎ چنـد لايه‎‎ و چند بعدی ‎‎ و بعد اقتصادی آن‎ به مراتب‎ خطرناكتر و پيچيده‎ تر است. حضور اقتصادی ‎‎ رژيم‎ صهيونيستی در كشورهـای اسلامی‎‎ در قالـب‎ جهـانـی سـازی ‎اقتـصـاد و سرمايه‎‎ گذاری ‎‎‎ خارجی ‎ و نظريه پردازی بـرای اقتصاد ليبرال‎ و آزاد و يك‎ طرفه‎‎ به سـمـت‎ جهان‎‎ غرب‎ يكی از اين راهكـارهـا اسـت‎ كـه‎ متاسفانه ‎تا حـدودی در متـن‎‎ جهـان اسـلام‎ و بسياری‎‎ از كشورهای اسلامی ‎ رسوخ‎ پيداكـرده‎ است. صهيونـيسـتهـا امـروزه‎ تمـام‎ تـئوری هـای اقتصاد جهانی ‎‎ را فقط به‎‎ سود خود تهيه مـی كنند به‎‎‎‎ طوری ‎ كه منافع‎ آن‎ به طور يك‎ طرفه به‎ منافع‎ آنها پيوند می‎ خورد اين‎ امر اگر ادامه‎ يابد استقلال‎ اقتصادی ‎‎ كشورهای اسلامـی ‎ را تهديد می ‎ كند, امری ‎ كه‎ اگر تحقق‎ يـابـد رهائی‎ از آن‎ بسيارمشكل‎ خواهد بود. اميد است‎‎‎ با شناخت كامل‎ از ماهيت رژيم‎ و تفكر صهيونيستی ‎ واستراتژيهای ‎ حاميان‎‎ ايـن رژيم‎‎, با تمام مسلمانان‎‎ جهـان دسـت‎‎ وحـدت دهيم‎ و با يكپارچگی‎‎ اين‎ غده‎ سرطانـی را از سرزمينهای جهان‎ اسلام‎‎‎ بركنيم و بـت‎ ظلـم و بی‎‎ عدالتی را برای ‎هميشه‎ بـركـنيـم‎ تـا از منتظران‎‎ واقعی ‎ ان شاالله‎ محسوب‎ شـويـم‎ و زمينه‎ را برای ‎ ظهور منجی ‎ عـالـم‎ بشـريـت‎ حضرت‎ امام‎‎‎ زمان‎ )عج) آماده‎ كنيم و بدانيم ‎‎‎ و بدانيم كـه‎ روز قـدس‎ روزاسـلام و حمايت‎ از مردم‎ فلسطين, شفافتريـن جـلـوه‎ انتظار است‎.

نصر من‎ الله‎ و فتح‎ قريب

اين بود مقاله ای که عرض شد ، با تشکر از نويسنده ی آن و شماخواننده اش ، خدانگهدار .

    لینک


دعای پدر
بسم ( الله الرحمن الرحيم ) .
سلام عليکم .
دعای امشب پدر :
دعا
سلام دخترم .
اول اينکه حرفت يادت نرود .
ديگر اينکه امشب از خدا مسئلت دارم به اسمش آشناتر از سال گذشته شویم .
اللهم انی اسئلک باسمک یاالله یا رحمن یا رحیم ... سبحانک یالااله الاانت الغوث الغوث خلصنامن النار یارب .
سه شنبه ۳ آبان ۱۳۸۴ - پدر .

¤ نوشته شده در ساعت 13:43 توسط ا ع ي

آمین یا رب العالمین .


    لینک


زبان اول
باسلام .
( بنام خدا وسلام ) در ادامه ي مطلب افزوده :
زبان اول
ضمن عرض سلام عرض شود كه اول يادمان نرود كه چه گفتيم ، كه التماس دعا داشتم و پیشاپيش بابتش تشكر كردم ، بعد هم ( ازمسجدچي باقيمانده؟ ) در ادامه ي مطلب تحت عنوان ( زبان شيعه ) به چيزي اشاره كرده كه به خواندنش مي ارزد ، مثلا از قول روزنامه اي مي گويد : ( ما براي شيعيان حرف داريم ... ) .
حالا به ( زبان ) ما ؟ يا : ( ما ... ) بقول ايشان ؟ كه پرسيده شده ، ولي آيا ما براي خودمان حرف داريم ؟ ودر بيانش براي ديگري مشكل زبان را ؟ بعد هم نياز به آموزش زبانش مثلا ؟ ووو تحت زبان بسم الله ...
شهيد مطهري در قضيه ي مقايسه سيد جمال و اقبال بقول ايشان و اقبال و سيد جمال به قول ديگر مي گويد زبان اول سيد با زبان اول اقبال فرق دارد ، : ( چراكه ) زبان فرنگي زبان دوم سيد است .
مثلا در بيان حكومت با كدام زبان حرف مي زنيم ، اول جمهوري ؟ يا اسلامي و شيعي ؟ ( چراكه ) گويا ديگر ( بومي ) يا ايراني شده اند و حالا ديگر بجاي شاه مثلا رييس جمهور داريم ، اگر اين ( عدل ) جاي آن بكار رود ، چراكه زمان شاه رييس دولت ، شخص دوم و ازاين دست فرق داشت با شاه .
التماس دعا و بازهم تشكر ! خصوصا در شبهايي كه پيش رو داريم و در شب قدر به زبان شيعه دست به دعا برمي داريم ، مثل همه ، حتي يك دهكده ي جهاني كه صفر را واسطه قرار مي دهد . پنجشنبه 28 مهر 1384 – صدق .

    لینک



باسلام
عرض شود که در وبلاگ ( بنام خدا و سلام ) آمده :
پنجشنبه، 21 مهر، 1384


بسم الله الرحمن الرحيم ، والحمد لله رب العالمين .
سلام عليكم .
يادمان باشد گفته شد : بزودي در اين برنامه .
موضوع هم اين بود كه پس از اين عضو يا اندامي كه داشته باشيم ! : ( چراكه ) براي داشتنش دستكم از مقام لمسش مي توان نامي از آن برد ، ( مابعد ) ش كه لمس آن هم را شامل مي شود مثلا : ( ذهن ) گفته اند .
براي تعبير ذهن و : ( ذهني ) و : ( عالم ) ش نيازي به جستجوي چنداني نيست ، كه نياز باشد از گوينده اش نام برد كه مقصود هم اين نيست .
همينطور : ( عيني ) و : ( عالم ) ش .
مقصود اين است كه پس از اين چشم ، گوش ووو كه نور ، صدا ووو با آن نام برده مي شود ، خودشان با چي نامبرده مي شود ؟
و ، آري وبراي نامبردن بينايي ، شنوايي ووو ي آن چشم ، گوش ووو چي ؟
حالا كاري هم به اين نداريم كه مثلا جان ، خرد ، انديشه ووو ، پيش اين گفته مي شود يا مثلا بگوش رسيده ، مگر اينكه گوينده اش گوش را مخاطب قرار نداده باشد .
: ( ذكر ) ، : ( حفظ ) و : ( قلب ) يا دل هم همينطور ، ( چراكه ) اين وبلاگ آغازش آنجا بود كه به دل در قرآن ، به تفسير ي از دل در قرآن گوش داده بودم .
خب ، اين ماه هم كه ماه قرآن است ، التماس دعا دارم در اين بهار قرآن ، متشكرم .

¤ نوشته شده در ساعت 13:18 توسط صدق
.............................................................
اضافه شده در روز جمعه ۲۲ مهر ۱۳۸۴ :
باسلام عرض شود که از طریق وبلاگ لبگزه با وبلاگ حقایق پنهان و نقد و بررسی وبلاگهای فارسی آشنا شدم و نوبت گرفتم ، حالا کی نوبت برسد ؟ منتظرم . مریم یزدی

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

امروز شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۴ پدر اضافه کرده :
اضافه شده ی امروز شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۴ :
سلام دخترم .
در رابطه با مطلبت از تلویزیون مطلبی پخش شد که تاکنون موفق نشده ام مشروحش را پیدا کنم ، : ( چرا که ) رسانه ی ملی هم همش را گذاشته که با آب و تاب پخش کند و باز هم شاید با سرودی ختم به خیر کند ، البته بعد از خبر آخر شب اصل کاری را از رادیو شنیدم .
در جستجو به این برخوردم که سلیقه بخرج داده بود ، مختصر و مفید ، والسلام - پدر .

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

زبان شیعه

پدر اضافه کرده :

اضافه شده در روز سه شنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۴ ، ساعت یک :

زبان

بسم الله الرحمن الرحيم ، ن والقلم ومايسطرون ، ... .
سلام دخترم .
پيش از اين گفتيم كه : ماحرف داريم .
دراين رابطه ، همينطور مطلب اخيرت ، كه يادت نرود ، در روز نامه اي ديدم كه گفته :
( ما براي شيعيان حرف و سخن بسيار داريم ولي براي غيرشيعيان نه اينكه نداشته باشيم، بلكه زبان بيان آن را نداريم. بنابراين در اين قلمرو نظر به اينكه جايگاه خودمان را نيافته ايم، محكوم به هضم هستيم. هيچ شكي نيست كه در اين قلمرو، تعاليم شيعه به حركتي نياز دارد تا در مسير اين رود خروشان كه معيارهاي ثابتي را در دهكده جهاني حاكم كرده برده نشود لازمه اين كار دو چيز است:
1- «هويت شناسي» و بعد به روز كردن اين هويت.
2- «شناخت جهان» در ابعاد مختلفي كه اين جهاني شدن را مي سازد. ) .
فعلا كاري به اين نداريم كه با توجه به آنچه پس از اين ( دو چيز ) گفته آيا همان قدرت هاي ( اقتصادي ) و ( فرهنگي ) كه گفته ، خواسته هاي خود را ( تحميل ) كرده اند ؟ يا ( خواسته ) اند و تا كنون نتوانسته اند كه هيچ ، بعد اين هم نمي توانند .
: ( چراكه ) همين روزنامه هم فردايش خبر داده كه :
( رئس جمهوري در ديدار سفير جديد كره جنوبي با وي :
قدرت هاي سلطه گر نمي توانند خواسته هاي خود را بر ملت ايران تحميل كنند ) .
و كاري هم به اقتصاد و فرهنگ يا فرهنگ و اقتصاد هم فعلا نداريم ، ( چرا كه ) باز روز از نو و يادآوري جايگاه گوينده در همان نظام : ( سلطه ) ، مگر اينكه در تحميل ( حرف ) شان از طريق روزنامه نقشي نداشته باشند ، همينطور خبرگزاري فارس : ( زمان ) ي كه حرف از آن تابيده .
چراكه طلوعش در خبرگزاري هم كه مثل اينجا نبوده ، همينطور درخشش براي چشم روزنامه .
خب ، با گوينده اش هم پس فعلا كاري نداريم و سرو كارمان با حرفست ، انظر ماقال .
ولي ، براي كي گفته شده ؟ با : ( زبان ) همان ؟ اين ديگر ( پنهان ) كردني نيست ، مگر اينكه براي ما گفته نشده باشد ، آنهم از خبرگزاري فارس ، روزنامه ي كيهان و از اين دست ، : ( حالا ) مثلا : ( خصوصي ) باشند و از بيت المال نباشند يه چيزي ، هر چند خصوصي شايسته ي همان : ( اقتصاد و فرهنگي ) يست كه ( خواسته ) فرهنگي به گوش ما رساند ه شود .
راستي حرفت چه بود ؟ يادت نرود ، اگر حرفي در رابطه با آن بگوشت رسيد بي خبرم نگذار .
خدانگهدارت ، پدر .
راستي يادم رفت دخترم ، بگوشت خورده كه مقصود از : ( زبان ) و : ( بروزش ) چيست ؟ منظور مثلا فارسي ، عربي و حتي به اصطلاح بين المللي اينها كه نيست ، حتي منطق قديم و رايجش در مثلا حوزه هاي علوم ديني هم نيست ، بلكه جديد يا بروزش مي باشد ، كه همچين : ( تحميل ) ي تحميلي هم نيست ، كه به رگ غيرتمان هم بر بخورد ، زبان : ( دهكده ي جهاني ) ست و : ( آفت ) هم گويا ندارد ، مثل قديميش كه بين : ( شيعه ) هم درخشش داشت ! ؟ دخترم .








    لینک



با سلام
حرف امروز ( چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۴ ) پدر :
حافظه
بسم الله الرحمن ... ، اقرا ... و ربک ال ( اکرم ) ، ... .
سلام عليكم .
در فرصت امروز كه كلي كار هم در آن دارم و نمي دانم آيا به همش مي رسم ، پيش از اين هم كه بقول ما تركها به ( يك به يك ) پرسشهايي كه برايم پيداشده يه فكري بكنم ، گفتم كه بگم از آقاي رييس جمهور برادر احمدي نژاد يه حرفي در خبر آمده بود كه ايشان براي مردم ارزش قائل شده اند : ( چراكه ) براي : ( فرهنگ )خودشان ارزش قائلند .
بقول شب هاي برره به ( كار ) گرداني برادر مهران مديري كه ازشبكه ي سه ي سيما اين شب ها هم پخش ميشه ، حرف هم كه از دهان : ( در ) ميشه ، مثلا در تلويزيون ، خبر از ( در ) كننده اش مي دهد .
پس اول اينكه چنين نيست كه اگر مثل مثلا طوفاني كه در آمريكا در شده در ايران هم رخ بده همان رخ مي دهد كه آنجا رخ داده ، ( چراكه ) در ايران هزينه هايي شده كه نزد آنهايي كه از طرف مردم آمريكا ( حرف ) مي زنند ، مثل هزينه براي مواد مخدر است كه حال كاري را كه در آمريكا رخ داد را هم مردمي مثل مردم ايران نداشته باشند ، البته : ( مواد مخدر ) هم در ( فرهنگ ) مردمي مثل مردم ايران .
از جمله يكي هم هزينه اي كه براي ( حفظ ) ميان همان دو جلد كه كتاب بيش از يك ميليارد ي آنهاست و از عوامل وحدت و همبستگي آنها ، بقول داداش محمد ، آنهم : ( كلاه ) كي اتمي تر .
پس كافيست كه مثل رييس جمهور ايران براي خود ارزش قائل شد در حرف زدن در اين جا هم .
آري ، چنين نيست كه دين و كتاب آنرا كه از گذشته به من رسيده فرزند من هم بي چون چرا به : ( نسل سوم ) برساند ، ولي اين فرق دارد با حفظ آن بي كم و كاست .
( در ) ضمن يادمان نرود كه پاك شدني هم نيست ، چرا كه حافظه ي ما مثل حافظه ي كامپيوتر نيست كه بشه پاكش كرد .
پس حرف آن همسايه ي عضو هيئت علمي دانشگاهي هم همچين بي حساب كتاب نيست ، چه رسد به اينكه حرف حرف برپا كننده ي نماز جمعه اي آنهم نماز جمعه ي شهر خون و قيام قم باشد .
آري ، در ترجمه ي مثلا : انا نحن نزلنا الذكر وانا له لحافظون ، كه همسايه ي روبرويي داشتند ، مي توان گفت كه هم ايشان كه يادآوري را نازل فرموده ، حافظه را هم : ( بشرح ايضا ) ، براي كي ؟ بماند تا فرصت بعدي دخترم ، فعلا خدا نگهدارت ، پدر .

¤ نوشته شده در ساعت 11:32 توسط ا ع ي

    لینک


آموزش ضمن ...
سلام علیکم .
پدر نوشته :
ما ( درك يا بقول خودمان دريافت ) داريم .
بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله وانا اليه راجعون
سلام فرزندم .
حضرت فاطمه ( س ) صبرت بدهد دخترم ، خصوصا به مادر ، پدر و خواهر و برادران دختر عمويت فاطمه .
بقول عمو راحت شد ، اين روزهاي آخرش مرا ياد آخراي عمر بابركت آن حضرت مي اندازد ، هر چند مثلا پهلوي شكسته و شكسته شده !؟ كجا و رحلت پدر كجا ، حالا غربت امام زمان بماند كه گفتني نيست مگر براي همچون زهراي اطهر ( س ) .
من ضمن عرض تسليت پاداش و اجر مطلب فوق الذكر را امروز تقديم مي كنم به روح دختر عمويت ( فاطمه ) ، وبراي پدر ومارش همين بس اين نام را براي دخترشان برگزيده اند ، تولدش مبارك باشد در دنياي ديگر .
فعلا به خدا مي سپارمت و حرف از ( درك يا دريافت ) را مي گذارم براي فرصتي ديگر انشاءالله تعالي ، هر چند مثلا مامان بزرگ قمي هم كه از اين دنيا رفت ، من درس انشاي برادر ( هنرمند ) را در آموزش ضمن خدمت آموزش وپرورش قم تعطيل نكردم ، هر چند كه آخر دوره به اصطلاح قبول هم نشدم .
پس فعلا خداحافظ ، پدر .
--------------------------------------------------------------------------------------
دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۴
پیشواز
باز سلام .
ماه رمضان می آید ، ماه مهمانی ، مهمانی ( حرف ) خدا ، قرآن ، اقرا ... علم بالقلم ، علم الانسان آنچه نمی داند .
ای کاش پدر از ( درک یا دریافت ) ی بگوید که گفت در فرصتی دیگر ، فرصتی بهتر از ماه رمضان ؟ برای تعقل ، تفکر ووو در حرف خدا ؟ التماس دعا .

    لینک


پاسخ به : پرسش مهر
باسلام عرض شود که درخبر آمده :
رييس جمهوري در بخش ديگري از سخنانش همچنين چهار پرسش مهر سال جاري را مطرح كرد.
احمدي نژاد با بيان اين مطلب كه "دولت اسلامي چهار شعار عدالت گستري ، مهرورزي ، خدمت به بندگان خداوند ، تعالي و پيشرفت مادي و معنوي كشور را سرلوحه برنامه‌هاي خود قرار داده است"، از همه دانش آموزان سراسر كشور خواست تا به اين پرسش‌ها پاسخ دهند.
‪ ۱‬چرا عدالت زيبا است؟ رابطه عدالت با پيشرفت كشور چيست؟ ‪
۲‬رابطه عدالت با همدلي و همبستگي مردم چگونه است؟

‪ ۳‬موانع برقراري و گسترش عدالت چيست ؟ چه كساني از برقراري عدالت نگرانند؟

‪ ۴‬مصاديق و زمينه عدالت در حوزه آموزش و پرورش كدام است ؟ براي برقراري عدالت در تعليم و تربيت چه راهكاري پيشنهاد مي‌دهيد.
...
پيش از اين پرسشي در مثلا وبلاگ : ( هنر همبستگي و ... ) هم ديده ام كه اين پرسش را هم كه ديديم ، به ( اصل ) پرسش ، يا : ( چهار پرسش مهر ) ، و شايد هم هشت پرسش : ( جاري ) هم مي رسيم ، پس اول مثل آن معرفي اين :
جمعه، 1 مهر، 1384

اول و اصل علم يا دانش
بنام خدا و سلام .
همزماني هفته ي هشت سال دفاع مقدس ، با شروع سال تحصيلي در آغاز فصل پاييز ، مانع از آن نمي شود كه ضمن گراميداشت آن به اين هم پرداخت .
معمولا اول مهر كه مي شود يك حرفي حرف مشرك ماست ، ولو اينكه خانواده ي ما مثلا بچه مدرسه اي به شكلي نداشته باشد .
حرف هم تقريبا اينست كه به مدرسه ، به هر شكلش ، رفته مي شود كه علم يا دانش آموخت .
اين ( واژه ) شامل هم مثلا آنچه كه دانش آموز مثلا پايه ي اول ابتدايي در درس فارسي مي آموزد ، وهم مثلا در درس رياضي ، علوم ووو .
پس اينكه با دانش سروكار دارد ، زياد مسئله ساز نيست ، مگر اينكه ما كاري نداشته باشيم كه با چي سروكار دارد و بتبع داريم ، هر چند نيازي به اينهم نيست كه بچه مدرسه اي در كار باشد تا سروكار داشته باشيم ، يا حتي به اصطلاح اول مهر باشد .
: ( چرا كه ) كيست كه با علم يا بقول خودمان دانش سروكار ندارد ؟ و وقتي اين واژه را بكار مي برد معرفت يا شناختي از آن ندارد ؟
اين پرسش ( اول ) ، بعد هم كيست كه مثلا اين واژه را فقط براي مثلا همان ( فارسي ) به اصطلاح : ( كلاس ) اول بكار ببرد ؟ يا فقط ( رياضي ) ؟ و همينطور ( علوم ! ) ش ؟ ووو ؟ و مثلا : ( هنر ) و تعريفي برايش كه تحت تعريفي نباشد كه از دانش كرده ؟
اين يكي را بيشتر براي اين پرسيدم كه يك حرفي زده بودم در رابطه با حرف روز چهارشنبه 30 شهريور 1384 مركزفرهنگي شهيد آويني ، در : ( پيام هاي ديگران ) ش ، و باز هم زدم !؟ وقتي كه رفته بودم كه اظهار نظر هاي بعدي را بخوانم ، كه گويا حرفم پاك شده بود ، حالا چرا ؟ اين ديگر سؤال ديگر نيست كه مثل آندو جوابش را پيگيري كرد ، ( چراكه ) باز نوشتم ، واگر بازهم مثلا پاك شده باشد بازهم مي نويسم ، مگر اينكه با نوشتنم موافق نباشند و ماهم كه اصراري نداريم .
با تشكر از اظهار نظرتان ، والسلام
¤ نوشته شده در ساعت 22:10 توسط صدق

خب ، پيش از خبر يا پرسش بنيادي تر شما ، كه مثل هشت سال گذشته به كدام پرداخت ؟ يا نه ، حالا فرق دارد ؟ مثلا : ( زيبا ) ست !؟ يا ( زيبا ) تر ؟ نه مثلا بي مانع يا : ( موانع ) تر كه بقول ملاي رومي : پس ( زشت ) مطلق نباشد در جهان ، بد به نسبت باشد اين را هم ( چي ) ؟ بقول ايشان : ( بدان ) !؟ يادمان نرود كه براي پاسخگويي به پرسش مهر يك : ( كشور ) هم آموزش وپرورش اين كشور هم به دانش آموزش ، تا حالا چي ياد داده ؟ مگر اينكه دانش آموز را به آن محدود نكرده باشد ، كه حكما طبق آن فكر كند يا بقول خودمان بينديشد ، اگر همانطور كه در كتابهاي درسيش هم آمده كه : فكر كنيد و پاسخ دهيد ، كه براي پاسخگويي فكر كرد يا انديشيد ، : ( چرا كه ) مي شود نشان داد كه فرقي بين مثلا عقل و فكر گذاشته نمي شود ، چه رسد به اينكه بقولي مراد از روح ، عقل و فكر هم قلب باشد و حس هم ، و دانش آموز هم به حافظه سپره باشد اين راهم .



    لینک